بازی نفتی جدید ایران چیست؟
در جنگ انرژی، بستن تنگه هرمز یا بابالمندب بهتنهایی کافی نیست؛ بازدارندگی واقعی زمانی شکل میگیرد که هزینه تأمین انرژی اسرائیل بالا برود و زنجیره عرضهاش دچار اختلال شود.
نقطه فشار اصلی فقط خلیجفارس نیست، بلکه «خزر و قفقاز» هم اهمیت جدی دارند. طبق گزارش رویترز، واردات نفت اسرائیل از آذربایجان در سال ۲۰۲۵ به ۹۴ هزار بشکه در روز رسیده و ۴۶.۴ درصد کل واردات نفت این رژیم را تشکیل داده است؛ یعنی تقریباً از هر ۲ بشکه نفت وارداتی، ۱ بشکه از آذربایجان آمده است. این وابستگی، قفقاز جنوبی را به یک گلوگاه مهم در معادله انرژی اسرائیل تبدیل میکند.
در این چارچوب، اختلالی محدود، اما دقیق در مسیر خزر میتواند اثر بیشتری از یک انسداد کوتاهمدت در هرمز داشته باشد؛ چون علاوه بر نفت، هزینه بیمه، حمل، ذخیرهسازی و ریسک را هم بالا میبرد. همچنین مسیر نفت آذربایجان از طریق خط لوله باکو-تفلیس-جیهان و سپس مدیترانه، به بندرهای اسرائیل میرسد؛ بنابراین زنجیره انرژی این رژیم به قفقاز و حتی گلوگاه ترکیه هم گره خورده است.
تنش در خزر میتواند برای ایران «اهرم چانهزنی سیاسی و امنیتی» ایجاد کند، چون رژیم حقوقی این پهنه هنوز کاملا نهایی نشده است.
بازدارندگی مؤثر، نه با اقدام نمایشی، بلکه با ایجاد فشار حسابشده بر مسیرهای حساس انرژی شکل میگیرد.