صفحه خبر لوگوبالا تابناک

قتل هولناک پرستار شیرازی توسط همکارش!

شامگاه 28 تیر ماه امسال «مژده شفیعی» دختر ۳۲ ساله‌ای که در بیمارستان پیوند اهدای عضو شیراز به عنوان پرستار مشغول به کار بوده توسط همکارش به قتل می‌رسد.
کد خبر: ۱۳۸۶۸۷۸
| |
7632 بازدید
|
۵
قتل به خاطر طلا

به گزارش تابناک به نقل از روزنامه اعتماد؛ مقتول قبل از حادثه به یکی از همکاران خود پیام داده و گفته که آقای «غ. د» او را به اطراف کوهی آورده، اما پس از ارسال این پیام گوشی مقتول خاموش و از دسترس خارج شده است. متهم به قتل پس از سرقت طلاهای این دختر جوان، او را خفه کرده و جسد را در صندوق عقب ماشین گذاشته و به سمت خانه خود حرکت کرده است.

خواهر مقتول در همین راستا می‌گوید: «قبل از این حادثه، یک‌بار خواهرم با خنده به من گفت؛ فلانی طلاهایم را در دستم دیده و گفته حیف نیست حکم جلب من آمده و تو این همه طلا داری؛ این طلاها را نمی‌فروشی تا پولش را به من قرض بدهی؟! شب حادثه بعد از اینکه گوشی مژده خاموش شد موضوع را از همکارانش پیگیری کردیم. آنها گفتند مژده به همراه آقای فلانی از بیمارستان خارج شده است. ما به این آقا مشکوک و موضوع را به پلیس اطلاع دادیم.»  «محمود حافظی» رییس پلیس آگاهی فارس در واکنش به این حادثه اعلام کرده: «در پی وقوع قتل یک خانم جوان از کارکنان بیمارستان پیوند اعضا در یکی از محله‌های شهر صدرا، رسیدگی به پرونده به‌ صورت ویژه در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت.

 بررسی‌های تخصصی نشان داد متهم و مقتول با یکدیگر همکار بوده‌ و متهم پس از پایان شیفت کاری با عنوان رساندن همکار خود به خانه، او را ربوده و پس از سرقت طلایش، او را خفه کرده و به قتل رسانده است. 

کارآگاهان با انجام اقدامات اطلاعاتی و فنی، هویت متهم را شناسایی و او را دستگیر کردند. همچنین طلاهای سرقتی از مخفیگاه او کشف شد. متهم ۴۵ ساله در تحقیقات پلیسی به قتل با انگیزه سرقت اعتراف کرده و پس از تشکیل پرونده، برای ادامه روند رسیدگی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفته است.» 


پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی و همچنین ضربه با جسم سخت را تایید کرده است

خواهر مقتول پرستار است. او در مورد جزییات روز حادثه به «اعتماد» می‌گوید: «بیست و هشتم تیر ماه وقتی شیفت کاری خواهرم تمام شد آقای «غ. د» گفته او را به خانه می‌رساند؛ این آقا به خاطر بدهی‌های زیادی که داشته بیشتر همکارانش را به خانه می‌رساند و بابت این کار پول می‌گرفت. حتی به خاطر بدهی‌هایش حکم جلبش آمده بود. آن شب طبق روال قبل مژده سوار ماشین این آقا می‌شود تا این آقا او را به خانه برساند و بابت آن مبلغی دریافت کند، اما دقایقی بعد از اینکه این دو از بیمارستان خارج می‌شوند مژده به یکی از همکارانش پیام می‌دهد که فلانی او را به اطراف کوهی برده؛ خواهرم حتی اسم آن کوه را هم نمی‌دانست.» 

او در ادامه می‌گوید: «بعد از این پیام تلفن خواهرم خاموش و از دسترس خارج شده است. متهم به قتل در اعترافات خود گفته مژده مقاومت کرده و او مژده را هل داده و مژده ناخواسته از ارتفاع سقوط کرده؛ متهم به قتل در ادامه اعترافات خود عنوان کرده وقتی متوجه شده مژده نیمه جان است، ترسیده او زنده بماند و ماجرا را برای پلیس تعریف کند.

طبق اعترافات متهم او پیکر مژده را روی زمین کشیده و به سمت ماشین برده و داخل ماشین او را خفه کرده و جسدش را در صندوق عقب ماشین گذاشته و به سمت خانه خود رفته است.

پزشکی قانونی علت مرگ را خفگی اعلام کرده، اما ضربه با جسم سخت نیز تایید شده است.»  خواهر مقتول می‌گوید: «معمولا اگر مژده به خانه نمی‌آمد یا شیفت بود یا خانه یکی از دوستانش؛ آن شب بعد از اینکه تلفنش خاموش شد با همکارانش تماس گرفتم. آنها گفتند مژده همراه فلانی از بیمارستان خارج شده است. من سریع موضوع را به پلیس اطلاع دادم و پلیس با بررسی یک‌سری شواهد و مدارک به این آقا مظنون شد. وقتی این آقا را به کلانتری احضار کردند، گفت از این موضوع ناراحت شده و سریع خودش را به کلانتری می‌رساند؛ اما حدود یک ساعت بعد به آنجا آمد. در حالی که فاصله خانه آنها تا کلانتری پنج دقیقه بود.» 

او می‌گوید: «این آقا در کلانتری همه ‌چیز را انکار کرد. حتی من به او گفتم حاضرم طلاهایم را بدهم تا اگر چیزی می‌داند بگوید، اما او قسم خورد و گفت به خدا نمی‌داند. ماموران آن شب او را در بازداشتگاه نگه داشتند تا اینکه صبح روز بعد یکی از ماموران شهرداری کیف خواهرم را پیدا کرد و سپس یک عابر پیاده با پلیس تماس گرفت و از کشف جسد خبر داد.

وقتی متهم از کلانتری به پلیس آگاهی منتقل شد در همان بازجویی‌های اولیه به قتل اعتراف کرد. او در اعترافات خود گفته در فاصله‌ای که خود را به کلانتری برساند جسد مژده را داخل یک جوی و کیف او را هم داخل یک سطل زباله انداخته است. حتی پرینت پیام‌ها هم بررسی شده؛ متهم یکی، دو بار به مژده پیام داده و درخواست پول کرده، اما مژده جواب پیام‌های او را نداده است.» 

خواهر مقتول همچنین می‌گوید: «قتل با انگیزه سرقت رخ داده؛ قبل از این حادثه، یک‌بار خواهرم با خنده به من گفت؛ فلانی طلاهایم را در دستم دیده و گفته حیف نیست حکم جلب من آمده و تو این همه طلا داری؛ این طلاها را نمی‌فروشی تا پولش را به من قرض بدهی؟! همان موقع به خواهرم گفتم چرا طلاهایت را با خودت سر کار می‌بری! اما خواهرم در جواب به من گفت همکارش شوخی کرده و اگر قصد سرقت داشت، این حرف را به زبان نمی‌آورد. خواهرم سرقت را باور نداشت چه برسد به قتل!» 

 

اشتراک گذاری
برچسب ها
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۲
در انتظار بررسی: ۳
انتشار یافته: ۵
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶
در این اوضاع اقتصادی اینکه دست و بدن خود را پر از طلا کنید نتیجه اش همین است. باور کنید انسان های بیمار زیادی بین ما زندگی می کنند. کافی است فرصت مناسب برایشان پیش بیاید.
خصوصا در مورد کودکان باید دقت شود که اصلا طلا یا چیزی مشابه به ایشان آویزان نشود! فقط اجناس رنگارنگ و پلاستیکی! که کودکان هم دوست دارند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۳ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶
متاسفانه دیگر محیط های درمانی و پرسنل درمان هم امن و قابل اعتماد نیستند. همه خطرناک و آسیب رسان شده اند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۵۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶
کار فرهنگی آقایان کجا رفته .وقتی قرآن به زنان میفرماد زینت خود را ن به نا محرم نشان ندهید همین هست چند بیمار دل هوس شیطانی می کنند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶
مقتول ساده انگاری کرده و گوشت را جلوی دست گربه گذاشته
مردم، گوشت را جلوی دست گربه نگذارید
البته منظورم این نیست که بخواهم سر سوزنی از تقصیر این فرد جنایتکار بکاهم، ولی ما هم باید خودمان کمی احتیاط کنیم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۱۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۰۶
اسلام میگه زن و مرد غریبه با هم صحبت و زیادی خودمونی نشن واسه همین چیزهاست. وگرنه اون شیطان جرات اینکارو پیدا نمیکرد اما حریم ها حفظ می شد.