لندن در دایره محاسبات جنگ با آمریکا؟
بررسی جایگاه انگلستان در شبکه عملیاتی آمریکا و این پرسش که چرا هرگونه پشتیبانی نظامی از نگاه تهران میتواند دامنه بحران را گسترش دهد
کد خبر: ۱۳۸۶۶۱۶
| | 861 بازدید
به گزارش خبرنگار دفاعی و نظامی تابناک؛در میانه تنشهای فزاینده میان ایران و آمریکا، هر جملهای که از سوی مقامات ارشد نظامی بیان میشود، تنها یک موضعگیری رسانهای نیست، بلکه بخشی از پیامهای راهبردی است که برای مخاطبان مختلف، از واشنگتن و لندن گرفته تا کشورهای منطقه، ارسال میشود. در همین چارچوب، سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در تازهترین اظهارات خود اعلام کرد که اگر انگلیس یا هر کشور دیگری، از جمله کشورهای حاشیه خلیج فارس، در عملیات نظامی آمریکا علیه ایران مشارکت یا پشتیبانی داشته باشند، از نگاه ایران در زمره اهداف مشروع نظامی قرار خواهند گرفت. وی همچنین با اشاره به گزارشهایی درباره استفاده بمبافکنهای B-۱B Lancer آمریکا از فرودگاههای انگلیس، تأکید کرد که جمهوری اسلامی برای هر سناریوی احتمالی برنامه و پاسخ متناسب خود را در نظر گرفته است.

فارغ از اینکه چنین سناریویی تا چه اندازه محقق شود، این اظهارات یک پرسش مهم را پیش روی تحلیلگران قرار میدهد؛ چرا در میان دهها متحد آمریکا، نام انگلیس بهطور مشخص مطرح شده است؟ پاسخ این سؤال را باید در جایگاه ویژه انگلیس در معماری نظامی غرب و روابط راهبردی آن با ایالات متحده جستوجو کرد.
بریتانیا طی دهههای گذشته یکی از نزدیکترین شرکای نظامی آمریکا بوده است. همکاری میان دو کشور صرفاً به روابط سیاسی محدود نمیشود، بلکه از سطح تبادل اطلاعات و آموزش مشترک تا اجرای عملیات هوایی، دریایی و پشتیبانی لجستیکی امتداد پیدا کرده است. در بسیاری از بحرانهای بزرگ، از جنگ خلیج فارس و افغانستان گرفته تا عراق و عملیات علیه داعش، نیروهای دو کشور در قالب ساختارهای مشترک فعالیت کردهاند. همین سابقه باعث شده است که لندن، از نگاه بسیاری از ناظران، یکی از مهمترین حلقههای زنجیره عملیاتی آمریکا در خارج از خاک این کشور باشد.
در جنگهای مدرن، دیگر تنها کشوری که موشک شلیک میکند یا جنگنده به پرواز درمیآورد، در معادله حضور ندارد. پشتیبانی اطلاعاتی، فراهم کردن زیرساختهای پروازی، سوخترسانی، خدمات فنی، ارتباطات ماهوارهای و مراکز فرماندهی نیز میتوانند بخشی از چرخه اجرای عملیات باشند. به همین دلیل، هرگونه استفاده از پایگاههای یک کشور برای پشتیبانی از عملیات نظامی، از منظر حقوق بینالملل و تحلیلهای راهبردی، موضوعی بسیار حساس است و میتواند بر برداشت طرف مقابل از دامنه مشارکت آن کشور اثر بگذارد.
اشاره سردار محبی به بمبافکنهای B-۱B Lancer نیز از همین منظر قابل توجه است. این هواپیما یکی از مهمترین بمبافکنهای متعارف نیروی هوایی آمریکا به شمار میرود؛ هواپیمایی مافوق صوت با برد عملیاتی بالا که قادر است حجم زیادی از مهمات هدایتشونده دقیق و موشکهای دورایستا را حمل کند. هرچند این بمبافکن دیگر مأموریت هستهای ندارد، اما همچنان یکی از ابزارهای اصلی آمریکا برای اجرای حملات دوربرد متعارف محسوب میشود.

در مأموریتهای فراسرزمینی، چنین هواپیماهایی معمولاً برای کاهش زمان پرواز، افزایش انعطاف عملیاتی یا انجام تعمیر و پشتیبانی، از شبکه پایگاههای متحدان آمریکا استفاده میکنند. اگر در هر بحران فرضی، از زیرساختهای یک کشور برای چنین مأموریتهایی استفاده شود، آن زیرساختها میتوانند از دید طرف مقابل بخشی از زنجیره پشتیبانی عملیات تلقی شوند. البته تحقق چنین سناریوهایی به تصمیمات سیاسی، نظامی و شرایط واقعی بحران بستگی دارد و نمیتوان صرفاً بر پایه یک اظهارنظر درباره وقوع آن نتیجهگیری قطعی کرد.
از سوی دیگر، اهمیت انگلستان تنها به پایگاههای هوایی آن محدود نمیشود. این کشور یکی از اعضای اصلی ائتلاف اطلاعاتی Five Eyes است؛ شبکهای که آمریکا، بریتانیا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند را در حوزه تبادل اطلاعات راهبردی به یکدیگر متصل میکند. در جنگهای امروز، اطلاعات به اندازه توان آتش اهمیت دارد. تصاویر ماهوارهای، دادههای راداری، رهگیری ارتباطات و تحلیلهای اطلاعاتی میتوانند بر کیفیت تصمیمگیری نظامی اثر بگذارند. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که نقش اطلاعاتی و پشتیبانی، در برخی موارد، به اندازه حضور مستقیم در میدان اهمیت پیدا میکند.
از منظر راهبردی نیز، اظهارات سردار محبی را میتوان بخشی از تلاش برای تأثیرگذاری بر محاسبات بازیگران مختلف دانست. در ادبیات بازدارندگی، اعلام عمومی اینکه دامنه پاسخ احتمالی محدود به یک بازیگر نخواهد بود، میتواند در محاسبات کشورهایی که درباره نوع و سطح همکاری با یک ائتلاف نظامی تصمیم میگیرند، نقش داشته باشد. هدف چنین پیامهایی معمولاً این است که هزینههای بالقوه هرگونه مشارکت نظامی، پیش از وقوع بحران، در ذهن تصمیمگیران برجسته شود.
در مقابل، باید توجه داشت که انگلیس نیز در تصمیمگیریهای امنیتی خود مجموعهای از ملاحظات سیاسی، حقوقی و نظامی را در نظر میگیرد. هرگونه مشارکت احتمالی در یک درگیری گسترده، علاوه بر ابعاد نظامی، پیامدهای اقتصادی، دیپلماتیک و امنیتی قابل توجهی خواهد داشت. از این رو، سطح همکاری با آمریکا در هر بحران، تابع ارزیابی شرایط و تصمیمات دولت وقت خواهد بود و نمیتوان آن را از پیش قطعی دانست.

در بعد عملیاتی نیز، ساختار نظامی غرب به گونهای طراحی شده که وابستگی آن به یک پایگاه یا یک کشور مطلق نیست. ایالات متحده و متحدانش از شبکهای گسترده از پایگاهها، مراکز فرماندهی و مسیرهای پشتیبانی در اروپا، مدیترانه و خاورمیانه بهره میبرند. به همین دلیل، نقش هر پایگاه در کنار سایر اجزای این شبکه معنا پیدا میکند. در مقابل، هرگونه اختلال در بخشی از این شبکه نیز میتواند بر سرعت، هزینه و پیچیدگی اجرای عملیات اثر بگذارد؛ موضوعی که همواره یکی از محورهای اصلی مطالعات راهبردی در حوزه جنگهای مدرن بوده است.
فارغ از اینکه در آینده چه تحولاتی رخ خواهد داد، اظهارات سردار حسین محبی را میتوان در چارچوب رقابت پیامهای بازدارنده میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای تحلیل کرد. این اظهارات بیش از آنکه به معنای پیشبینی یک رخداد قطعی باشند، نشاندهنده این واقعیت هستند که در فضای پرتنش کنونی، هرگونه استفاده از ظرفیتهای نظامی، اطلاعاتی یا لجستیکی کشورهای ثالث، میتواند به بخشی از محاسبات راهبردی طرفهای درگیر تبدیل شود. به همین دلیل، نام بردن از بریتانیا را باید در بستر نقش این کشور در ساختار امنیتی غرب، همکاری دیرینه آن با آمریکا و تلاش همه بازیگران برای تأثیرگذاری بر تصمیمات یکدیگر در شرایط بحران تحلیل کرد؛ شرایطی که در آن، مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش دامنه درگیری، همچنان یکی از مهمترین چالشهای پیش روی همه طرفهاست.
گزارش خطا