جنگ، آزمون دولت و ضرورت بازسازی اعتماد عمومی

تحولات اخیر، بار دیگر یکی از مهمترین واقعیتهای حکمرانی در ایران را آشکار ساخت؛ اینکه بزرگترین پشتوانه امنیت ملی، نه صرفاً تجهیزات نظامی، بلکه سرمایه اجتماعی، هویت ملی و انسجام مردم است. اگر ملت ایران در سختترین شرایط در کنار کشور ایستاد، این ایستادگی را نباید به معنای رضایت از عملکرد ساختارهای اجرایی و مدیریتی تلقی کرد. مردم ایران، بار دیگر نشان دادند که میان ایران، نظام و عملکرد مدیران تمایز قائل هستند و در بزنگاههای تاریخی، برای دفاع از سرزمین، استقلال و عزت ملی از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند.
این واقعیت، در عین حال، حامل هشداری جدی برای نظام حکمرانی است. هیچ دولتی نباید سرمایه عظیم وفاداری مردم را جایگزین اصلاحات ساختاری بداند یا آن را مجوزی برای استمرار ناکارآمدیهای مزمن تلقی کند. سرمایه اجتماعی، سرمایهای پایانناپذیر نیست و اگر بهدرستی پاسداری و تقویت نشود، فرسایش خواهد یافت.
واقعیت آن است که بخش مهمی از مشکلات امروز کشور، صرفاً محصول تحریمهای ظالمانه خارجی نیست. تحریمها بدون تردید هزینههای سنگینی بر اقتصاد ملی تحمیل کردهاند، اما نمیتوان همه ضعفهای انباشته را به آنها نسبت داد. سالهایی وجود داشت که کشور از درآمدهای بیسابقه نفتی برخوردار بود و صدها میلیارد دلار منابع ارزی در اختیار داشت، اما بخش قابل توجهی از آن درآمدها به جای تبدیل شدن به سرمایههای ماندگار، زیرساختهای مولد، توسعه فناوری، بهرهوری، اصلاح ساختار انرژی، توسعه حملونقل، مدیریت آب، ارتقای نظام آموزشی و سلامت و افزایش تابآوری اقتصادی، عمدتاً صرف هزینههای جاری و تصمیمات کوتاهمدت شد. نتیجه آنکه امروز همچنان با بسیاری از همان چالشهای ساختاری مواجه هستیم.
از سوی دیگر، سالهاست که مجموعهای از آسیبهای مزمن، کیفیت حکمرانی را تحت تأثیر قرار داده است؛ بروکراسی فرساینده، روزمرگی مدیریتی، انتصابات غیرشایسته، ضعف نظام ارزیابی عملکرد، تبعیض، بیعدالتی در توزیع فرصتها، تمرکزگرایی، تصمیمگیریهای جزیرهای، ناهماهنگی دستگاهها و کاهش سرعت اجرای پروژههای زیرساختی، بخشی از واقعیتهایی است که نمیتوان آنها را انکار کرد.
نکته مهمتر آنکه بخش قابل توجهی از این چالشها، بارها از سوی قائد شهید در قالب سیاستهای کلی نظام، بهویژه سیاستهای اقتصاد مقاومتی، مورد تأکید قرار گرفته است. اقتصاد مقاومتی هرگز صرفاً یک راهبرد برای دوران تحریم نبود؛ بلکه نسخهای جامع برای افزایش بهرهوری، اصلاح ساختار بودجه، مردمیسازی اقتصاد، کاهش وابستگی به نفت، توسعه تولید، حمایت از بخش خصوصی واقعی، مبارزه با فساد، افزایش شفافیت، دانشبنیان کردن اقتصاد و ارتقای تابآوری ملی بود. اگر این سیاستها در طول سالهای گذشته با جدیت، انسجام و استمرار اجرا میشد، امروز اقتصاد ایران در برابر تکانههای خارجی و داخلی مقاومتر بود.
اکنون نیز نباید شرایط جنگی یا تهدیدات امنیتی، به توجیهی برای تعویق اصلاحات تبدیل شود. اتفاقاً تجربه جنگ نشان داد که بیش از هر زمان دیگری، کشور به اصلاح حکمرانی نیاز دارد. جنگ، آزمون توان مدیریتی دولتهاست و پس از پایان بحران، مهمترین وظیفه مدیران، بازسازی اعتماد عمومی و اصلاح ساختارهای ناکارآمد است، نه استمرار وضعیت موجود.
از منظر حکمرانی، چند اقدام راهبردی باید در اولویت قرار گیرد:
* اصلاح ساختار اداری و حذف بروکراسیهای زائد با استقرار کامل دولت هوشمند و کاهش زمان و هزینه ارائه خدمات.
* استقرار نظام شایستهسالاری و پایان دادن به انتصابات مبتنی بر روابط، فشارهای سیاسی و ملاحظات غیرتخصصی.
* اصلاح ساختار بودجه و کاهش وابستگی هزینههای جاری به منابع نفتی و هدایت درآمدهای نفتی به سرمایهگذاریهای مولد و زیرساختی.
* اجرای کامل سیاستهای اقتصاد مقاومتی با تمرکز بر افزایش بهرهوری، توسعه صادرات، تکمیل زنجیره ارزش، تقویت اقتصاد دانشبنیان و مردمیسازی اقتصاد.
* استقرار نظام شفافیت، پاسخگویی و ارزیابی مستمر عملکرد مدیران و دستگاهها بر پایه شاخصهای کمی و قابل سنجش.
* مبارزه ساختاری با فساد، رانت و تبعیض از طریق شفافسازی فرایندهای مالی، اداری و استخدامی.
* تقویت اختیارات مدیریتهای استانی و کاهش تمرکزگرایی با هدف تسریع تصمیمگیری و افزایش کارآمدی.
* تبدیل سرمایه اجتماعی مردم به مشارکت واقعی در تصمیمسازی، نظارت و توسعه کشور.
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که امنیت پایدار، توسعه اقتصادی و اقتدار ملی، محصول حکمرانی کارآمد است. اگر میخواهیم سرمایه عظیم اعتماد مردم حفظ شود، باید با صداقت، شجاعت و مسئولیتپذیری، مسیر اصلاحات بنیادین را در پیش بگیریم. مردم ایران در روزهای سخت، وفاداری خود را به وطن و آرمانهای انقلاب
امروز بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که امنیت پایدار، توسعه اقتصادی و اقتدار ملی، محصول حکمرانی کارآمد است. اگر میخواهیم سرمایه عظیم اعتماد مردم حفظ شود، باید با صداقت، شجاعت و مسئولیتپذیری، مسیر اصلاحات بنیادین را در پیش بگیریم. مردم ایران در روزهای سخت، وفاداری خود را به وطن و آرمانهای انقلاب اسلامی ثابت کردند؛ اکنون نوبت حکمرانی است که با کارآمدی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، وفاداری خود را به مردم اثبات کند.
تجربه تاریخی نشان میدهد که ملتها با تهدید خارجی شکست نمیخورند؛ آنچه آنان را فرسوده میکند، استمرار ناکارآمدی داخلی، تبعیض، فساد و بیتوجهی به مطالبات مشروع مردم است. اگر این واقعیت بهدرستی درک شود، میتوان تهدیدهای امروز را به نقطه آغاز یک تحول بزرگ در نظام حکمرانی تبدیل کرد؛ تحولی که در آن سرمایه اجتماعی، کارآمدی دولت و عدالت سه ضلع اصلی ایران قوی و آیندهساز خواهند بود.
بهانه جنگ !؟ حتی اگر جنگ نمیشد وضعیت همین بود
از دلار تک نرخی تا لجام زدن به تورم گرفته تا وضعیت بهداشت و درمان و غیره و غیره
