آقا... دلتنگی از همین الان شروع شد / بعد از تو، این خانه چیزی کم دارد

بعضیها نمیروند...
آقای خامنهای...
نوشتن از شما سخت است؛ نه برای آنکه واژه کم است، برای آنکه داغ، هنوز تازه است. هنوز خیابانهای این سرزمین، صدای قدمهای مردمی را در خاطر دارند که برای بدرقهتان آمده بودند؛ مردمی که انگار هنوز هم باور نکردهاند شما دیگر در میانشان نیستید.
شما از آن آدمهایی نبودید که فقط در قاب تلویزیون یا پشت تریبون شناخته شوند. حضورتان، در امنیت این سرزمین احساس میشد؛ در آرامش مردمی که میدانستند کسی هست که شب را بیدار بماند تا ایران، صبح را آرامتر آغاز کند. شاید تا بودید، خیلیها به بودن شما عادت کرده بودند؛ اما حالا نبودنتان، اندازه تمام حضورتان به چشم آمده است.
شما فقط یک مسئول نبودید؛ بخشی از خاطره مشترک چند نسل بودید. نسلی که جنگ را با نام شما به یاد میآورد، نسلی که تحریم را با صبر شما تحمل کرد و نسلی که هر بار دشمن، ایران را تهدید کرد، نگاهش به قامت استوار شما بود. حالا جای خالی آن قامت، بیش از همیشه دیده میشود.
دشمن گمان میکرد با رفتن شما، ستون این خانه فرو میریزد. نمیدانست ستون، فقط یک انسان نبود؛ اندیشهای بود که در دل میلیونها ایرانی ریشه دوانده است. نمیدانست بعضی آدمها، بعد از رفتن، بیشتر از همیشه حضور دارند؛ در حرف مردم، در خاطره این سرزمین و در راهی که برای آینده باقی گذاشتهاند.
ایران امروز داغدار است؛ اما بیپناه نیست. این ملت، همان ملتی است که شما به آن اعتماد داشتید و همیشه میگفتید در روزهای سخت، مردم کار را تمام میکنند. این بار هم همان مردم، نشان دادند که عهدشان با شما، با رفتنتان پایان نیافته است.
شاید سالها بعد، وقتی از روزگار ما بنویسند، خواهند گفت مردی در این سرزمین زندگی میکرد که نه با هیاهو، که با استقامت شناخته میشد؛ مردی که برای ایران، آسایش خود را ندید و تا آخرین نفس، بار مسئولیت این ملت را بر دوش کشید.
حالا دیگر نام شما فقط نام یک رهبر نیست؛ بخشی از تاریخ ایران است. تاریخی که هرگز از حافظه این ملت پاک نخواهد شد. بعضی آدمها را نمیشود به گذشته سپرد؛ آنها در آینده یک ملت ادامه پیدا میکنند.
آقای خامنهای...
ایران، هنوز با شما حرف میزند. هنوز در کوچههای این سرزمین، نام شما آرامش میآورد. هنوز میلیونها نفر، وقتی از ایران سخن میگویند، قامت استوار شما را به یاد میآورند.
و شاید حقیقت همین باشد؛ بعضیها نمیروند... فقط از چشمها پنهان میشوند و در قلب یک ملت، برای همیشه میمانند.
احسنت




