ماموریت ملی بعدی ایران چیست؟

ایران از یکی از دشوارترین دورههای تاریخ معاصر خود خارج شده است، در حالی که جایگاه ژئواستراتژیک آن تقویت شده است.
علیرغم متحمل شدن خسارات قابل توجه در جنگ اخیر با ایالات متحده و اسرائیل، ایران از دستیابی دشمنان خود به هدف نهاییشان یعنی فروپاشی نظام جمهوری اسلامی جلوگیری کرد. یادداشت تفاهم متعاقب آن با ایالات متحده نیز توانایی تهران را در دفاع از منافع اصلی خود تحت فشارهای شدید به نمایش گذاشت.
این دستاورد شایسته تقدیر است. این دستاورد نه تنها نشاندهنده تابآوری نظامی ایران، بلکه عزم مردم و نهادهای دولتی آن است. از نظر ژئوپلیتیکی، ایران بار دیگر فضای ژئواستراتژیک ارزشمندی را برای خود تضمین کرده است.
با این حال، موفقیت ژئوپلیتیکی فرصت ایجاد میکند، اما به طور خودکار شکوفایی را تضمین نمیکند. مهمترین سوال برای ایران در حال حاضر این است که چگونه میتواند مزیت استراتژیک تازه به دست آمده خود را به توسعه ملی پایدار تبدیل کند.
یک کشور ممکن است در سیاست منطقهای نفوذ کسب کند، موقعیت چانهزنی خود را بهبود بخشد و فضای مانور دیپلماتیک خود را گسترش دهد. اما مگر اینکه این مزایا به رشد اقتصادی، ثبات اجتماعی و حاکمیت بهتر تبدیل شوند، ارزش بلندمدت آنها محدود خواهد ماند؛ بنابراین چالش ملی بعدی ایران نه تنها حفظ دستاوردهای ژئوپلیتیکی، بلکه تبدیل آنها به توسعه سالمتر در داخل کشور است.
ایران پیش از این نیز فرصتهای مشابهی را تجربه کرده است. پس از سال ۲۰۰۱، ایالات متحده دولت طالبان را در افغانستان برکنار کرد. در سال ۲۰۰۳، صدام حسین را در عراق سرنگون کرد. هر دو تحول، فشارهای امنیتی دیرینه بر مرزهای ایران را از بین برد و موقعیت منطقهای تهران را به طور قابل توجهی بهبود بخشید. بعدها، بهار عربی فرصتهای بیشتری برای ایران جهت گسترش نفوذ خود در خاورمیانهای در حال تغییر ایجاد کرد.
با این حال، این گشایشهای ژئواستراتژیک، توسعه ملی پایدار مورد امید ایرانیان را به همراه نداشت. نفوذ منطقهای ایران افزایش یافت، اما اقتصاد آن همچنان تحت فشار باقی ماند. تحریمها، ناکارآمدی اداری، نارضایتی اجتماعی و مشکلات ساختاری اقتصادی همچنان مانع توسعه کشور میشد. موقعیت ژئواستراتژیک قویتر به توسعه ملی قویتر منجر نشد.
تجربه ایران از سال ۲۰۰۱ به بعد، درس مهمی را نشان میدهد. نفوذ منطقهای و فرصت ژئواستراتژیک به طور خودکار رشد اقتصادی یا بهبود معیشت مردم را تولید نمیکند. قدرت ملی پایدار در نهایت به توسعه داخلی بستگی دارد.
این تجربه امروز نیز بسیار مرتبط است؛ بنابراین ایران باید با اعتماد به نفس و احتیاط به لحظه کنونی نزدیک شود. جنگ اخیر ایران را به جایگاهی برجسته در نظم منطقهای بازگردانده است. همچنین ممکن است محیط خارجی مطلوبتری برای دیپلماسی، کاهش تحریمها و بازسازی اقتصادی ایجاد کرده باشد. اما این فرصتها تنها در صورتی اهمیت خواهند داشت که برای تقویت کشور از درون مورد استفاده قرار گیرند.
دوره پس از جنگ، فرصتی را در اختیار ایران قرار میدهد تا نه تنها موقعیت استراتژیک خود را تثبیت کند، بلکه نشان دهد که قدرت ملی بلندمدت در نهایت بر حیات اقتصادی، حاکمیت مؤثر و اعتماد عمومی استوار است. این امر مستلزم اصلاحات عملی در چند حوزه است.
اول، توسعه اقتصادی باید به اولویت محوری دوره پس از جنگ تبدیل شود. ایرانیان عادی باید ببینند که تابآوری ژئواستراتژیک میتواند به استانداردهای زندگی بهتر، فرصتهای شغلی بیشتر و اعتماد اقتصادی قویتر منجر شود. توسعه نه تنها یک مسئله اقتصادی است، بلکه پایهای برای وحدت ملی نیز هست.
دوم، حکمرانی اجتماعی نیازمند بهبود مستمر است. دولتی با اعتماد به نفس، دولتی است که میتواند به جامعه گوش دهد، به انتظارات عمومی پاسخ دهد و اعتماد بین دولت و شهروندان را تقویت کند. اعتماد عمومی یکی از مهمترین منابع تابآوری ملی است.
سوم، کارایی اداری باید تقویت شود. ایران منابع و استعدادهای قابل توجهی دارد، اما تبدیل آنها به رشد پایدار نیازمند نهادهای مؤثرتر، اجرای شفافتر سیاستها و محیط بهتر برای سرمایهگذاری و نوآوری است.
حفاظت از ثبات سیاسی و ترویج اصلاحات نباید به عنوان اهداف متناقض در نظر گرفته شوند. برعکس، یک نظام سیاسی با اعتماد به نفس، اغلب نظامی است که ظرفیت اصلاح و انطباق را دارد. اقداماتی که حکمرانی را بهبود میبخشند، عملکرد اقتصادی را تقویت میکنند و اعتماد عمومی را افزایش میدهند، در نهایت هم تابآوری ملی و هم ثبات سیاسی را تقویت خواهند کرد.
ایران قبلاً نشان داده است که میتواند از فشارهای خارجی جان سالم به در ببرد. مرحله بعد این است که نشان دهد میتواند بقا را به توسعه تبدیل کند. این کار دشوارتری است، اما مهمتر نیز هست.
کشورها نه تنها با تواناییشان در مقاومت در برابر تهدیدات، بلکه با تواناییشان در بهبود زندگی مردمشان سنجیده میشوند.
ایران فرصت ژئواستراتژیک نادری به دست آورده است. اینکه آیا این لحظه، آغاز مرحله جدیدی از توسعه ملی خواهد بود، کمتر به شرایط خارجی بستگی دارد تا به انتخابهایی که در تهران انجام میشود. اگر کشور در تقویت اقتصاد، بهبود حکمرانی و پرورش نوآوری موفق شود، دستاوردهای ژئواستراتژیک امروز میتوانند به پایههای ایران قویتر و مرفهتری تبدیل شوند. تاریخ نشان میدهد که حتی بزرگترین دستاوردهای استراتژیک نیز بدون توسعه ملی پایدار، دشوار است که تداوم یابند.
* پروفسور هونگدا فان، مدیر مرکز چین-خاورمیانه در دانشگاه شائوکسینگ و محقق مدعو در مؤسسه خاورمیانه، دانشگاه ملی سنگاپور



