سنتکام؛ اتاق جنگ آمریکا در خاورمیانه یا ماشین تولید بحران؟
هر بار که در خاورمیانه صدای انفجار بلند میشود، ناو هواپیمابری وارد خلیج فارس میشود، پهپادی در آسمان منطقه پرواز میکند یا بیانیهای تهدیدآمیز علیه کشورهای منطقه منتشر میشود، یک نام تقریباً همیشه در پشت صحنه حضور دارد؛ «سنتکام». فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا که سالهاست از افغانستان و عراق تا سوریه، یمن، خلیج فارس و دریای سرخ در متن درگیریها حضور دارد.
به گزارش تابناک؛ سنتکام یا United States Central Command در ظاهر یک فرماندهی نظامی است، اما در عمل قلب عملیاتهای آمریکا در خاورمیانه محسوب میشود. این ساختار در سال ۱۹۸۳ و پس از انقلاب اسلامی ایران و حمله شوروی به افغانستان شکل گرفت؛ زمانی که واشنگتن به این نتیجه رسید که باید یک فرماندهی دائمی برای مدیریت بحرانها، جنگها و منافع خود در منطقه ایجاد کند. از همان ابتدا نیز هدف اصلی روشن بود؛ کنترل یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان و حفظ برتری نظامی آمریکا در خاورمیانه.

مقر اصلی سنتکام در فلوریداست، هزاران کیلومتر دورتر از منطقهای که درباره آن تصمیم میگیرد. اما همین اتاق فرمان دوردست، دهههاست درباره جنگ، حمله، تحریم، عملیات نظامی و حتی آینده سیاسی کشورهای منطقه نقشآفرینی میکند. از جنگ خلیج فارس گرفته تا اشغال افغانستان و عراق، از عملیات پهپادی در سوریه تا حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس، همگی زیر چتر سنتکام انجام شدهاند.
در ساختار نظامی آمریکا، سنتکام فقط یک فرماندهی ساده نیست. این مجموعه عملاً شبکهای عظیم از نیروهای زمینی، دریایی، هوایی، عملیات ویژه، سامانههای اطلاعاتی و پایگاههای نظامی را مدیریت میکند. پایگاه العدید قطر، مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین، پایگاههای نظامی در کویت، عراق، سوریه و حتی بخشی از شبکه اطلاعاتی آمریکا در منطقه، همگی در حوزه عملیاتی سنتکام قرار میگیرند. به همین دلیل، هر خبر یا بیانیهای که از سوی سنتکام منتشر میشود، صرفاً یک اطلاعیه رسانهای نیست؛ بلکه بخشی از عملیات روانی، جنگ اطلاعاتی و نمایش قدرت آمریکا در منطقه محسوب میشود.

اما در ایران، نام سنتکام فقط با مانور نظامی یا ناو هواپیمابر گره نخورده است. در حافظه تاریخی جمهوری اسلامی، این فرماندهی با مجموعهای از درگیریها، حملات و اقداماتی شناخته میشود که تهران آنها را مصداق مستقیم تروریسم دولتی میداند. از حمایت آمریکا از عراق در دوران جنگ تحمیلی گرفته تا حمله به هواپیمای مسافربری ایران ایر، ترور فرماندهان نظامی ایرانی و حضور مستقیم در عملیاتهای منطقهای، همگی بخشی از تصویری است که در نگاه ایران از سنتکام شکل گرفته است.
در سالهای اخیر نیز این نگاه شدت بیشتری پیدا کرده است؛ بهویژه پس از ترور سردار قاسم سلیمانی در بغداد که با دستور مستقیم رئیسجمهور وقت آمریکا و توسط ساختار نظامی تحت مدیریت سنتکام انجام شد. از نگاه ایران، این عملیات فقط یک حمله نظامی نبود، بلکه نمونهای آشکار از تروریسم سازمانیافته دولتی محسوب میشد. به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۹۸ رسماً سنتکام را در فهرست گروههای تروریستی قرار داد؛ اقدامی که برای نخستین بار یک فرماندهی رسمی ارتش آمریکا را در چنین جایگاهی قرار میداد.
اما ماجرای سنتکام فقط به عملیاتهای مستقیم نظامی محدود نمیشود. این فرماندهی طی دهههای گذشته در بسیاری از بحرانهای منطقهای حضور فعال داشته و در موارد متعددی به دلیل تلفات غیرنظامیان مورد انتقاد قرار گرفته است. حملات پهپادی در عراق و افغانستان، بمباران مواضع مختلف در سوریه و یمن و عملیاتهای دریایی در خلیج فارس، بخشی از پروندهای است که منتقدان سنتکام آن را نمونهای از سیاست «امنیت از طریق بیثباتی» میدانند؛ یعنی ایجاد فشار و بحران دائمی برای حفظ حضور نظامی آمریکا در منطقه.

در همین چارچوب، برخی رسانهها و تحلیلگران ایرانی بارها به نقش آمریکا و ساختارهای نظامی آن در حوادث تلخ جنگ تحمیلی اشاره کردهاند؛ از جمله حملات علیه زیرساختهای غیرنظامی و مناطق مسکونی. در ادبیات رسانهای ایران، سنتکام نه صرفاً یک فرماندهی نظامی، بلکه بخشی از ماشین جنگی آمریکا توصیف میشود که در دهههای گذشته در بسیاری از بحرانهای منطقه نقش مستقیم یا غیرمستقیم داشته است.
از نظر فنی، سنتکام یکی از پیچیدهترین ساختارهای نظامی جهان را در اختیار دارد. این فرماندهی میتواند به صورت همزمان عملیات دریایی، حملات هوایی، جنگ سایبری، عملیات ویژه و جنگ اطلاعاتی را مدیریت کند. ناوهای هواپیمابر آمریکایی، بمبافکنهای راهبردی B-۵۲، زیردریاییهای هستهای، پهپادهای MQ-۹ Reaper و شبکه گسترده ماهوارهای و اطلاعاتی آمریکا، همگی میتوانند تحت فرمان سنتکام وارد عمل شوند. این یعنی سنتکام صرفاً یک ستاد اداری نیست؛ بلکه مغز متفکر عملیاتهای آمریکا در منطقه محسوب میشود.
در حوزه دریایی، سنتکام از طریق ناوگان پنجم آمریکا حضور سنگینی در خلیج فارس و دریای عمان دارد. مأموریت رسمی این ناوگان «حفظ امنیت خطوط کشتیرانی» عنوان میشود، اما از نگاه ایران، حضور گسترده شناورهای نظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای دریایی کشور، بیشتر به نمایش قدرت و فشار نظامی شباهت دارد تا تأمین امنیت. به همین دلیل، هر بار که ناو هواپیمابر آمریکایی وارد منطقه میشود، تنش رسانهای و نظامی نیز افزایش پیدا میکند.
نکته مهم دیگر درباره سنتکام، جنگ رسانهای آن است. برخلاف گذشته که فرماندهیهای نظامی صرفاً عملیات انجام میدادند، سنتکام امروز عملاً یک ماشین رسانهای کامل نیز در اختیار دارد. انتشار تصاویر حملات، ویدئوهای رهگیری موشکها، تصاویر پرواز جنگندهها و حتی تولید محتوای فارسی و عربی در شبکههای اجتماعی، بخشی از تلاش آمریکا برای مدیریت افکار عمومی منطقه است. به همین دلیل، بسیاری از بیانیههای سنتکام بیش از آنکه اطلاعرسانی باشند، پیام سیاسی و روانی دارند.
برای مثال، وقتی سنتکام تصویری از عبور جنگندههای آمریکایی از آسمان خلیج فارس منتشر میکند، هدف فقط نمایش یک پرواز نظامی نیست. این تصاویر در واقع بخشی از سیاست بازدارندگی، فشار روانی و ارسال پیام به بازیگران منطقهای هستند. حتی زمان انتشار برخی بیانیهها نیز معمولاً همزمان با تحولات حساس سیاسی یا نظامی انتخاب میشود؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ مدرن فقط در میدان نبرد جریان ندارد، بلکه رسانه و تصویر نیز بخشی از سلاح محسوب میشوند.

با این حال، واقعیت مهمتر این است که حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه طی دو دهه گذشته نه تنها باعث پایان بحرانها نشده، بلکه در بسیاری موارد خود به بخشی از بحران تبدیل شده است. افغانستان پس از دو دهه حضور نظامی آمریکا دوباره به دست طالبان افتاد، عراق سالها درگیر بیثباتی شد و سوریه همچنان یکی از پیچیدهترین بحرانهای منطقه باقی مانده است. همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران منطقهای معتقد باشند سیاستهای سنتکام بیش از آنکه امنیت تولید کند، چرخهای دائمی از تنش و درگیری ایجاد کرده است.
سنتکام را باید چیزی فراتر از یک فرماندهی نظامی دانست. این ساختار در واقع نماد حضور مستقیم آمریکا در خاورمیانه است؛ حضوری که از نگاه واشنگتن برای حفظ منافع و امنیت ضروری تلقی میشود، اما از نگاه ایران و بخش بزرگی از افکار عمومی منطقه، عامل بیثباتی، جنگ و مداخله در امور کشورهای خاورمیانه محسوب میشود. به همین دلیل، هر بار که نام سنتکام در اخبار تکرار میشود، در واقع فقط درباره یک پایگاه یا یک بیانیه صحبت نمیکنیم؛ بلکه درباره ماشینی حرف میزنیم که دهههاست در قلب بحرانهای خاورمیانه حضور دارد و ردپای آن تقریباً در تمام تنشهای بزرگ منطقه دیده میشود.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



