توسعه روستاها؛ ضرورت تکمیل فقرزدایی

به گزارش تابناک؛ تجربه چین نشان میدهد بدون توانمندسازی جوامع محلی، تقویت زیرساختها و ایجاد فرصتهای پایدار اقتصادی، حتی موفقترین برنامههای حمایتی نیز نمیتوانند مانع بازتولید فقر شوند.
برای تقویت سیاستهای مقابله با فقر در ایران، مشابه تجربهای که چین داشته است، میتوان مجموعهای از سیاستهای هدفمند و بلندمدت را اتخاذ کرد. کلید موفقیت در این زمینه، ایجاد مکانیسمهای نظارتی پویا و تمرکز بر توانمندسازی پایدار به جای کمکهای صرفاً حمایتی است. همانطور که چین یک «مکانیسم نظارتی پویا» برای جلوگیری از بازگشت به فقر ایجاد کرده است، ایران نیز میتواند سیستمی جامع برای پایش وضعیت اقتصادی خانوارهای آسیبپذیر و مناطق در معرض خطر راهاندازی کند. این سیستم باید قادر به شناسایی زودهنگام نشانههای بازگشت به فقر مانند از دست دادن شغل، بیماری مزمن یا بلایای طبیعی باشد و امکان مداخله سریع و هدفمند را فراهم کند. استفاده از دادههای بزرگ و هوش مصنوعی میتواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد.
در این چارچوب، تمرکز بر توانمندسازی اقتصادی پایدار اهمیت ویژهای دارد. به جای اتکا به کمکهای نقدی مستقیم که ممکن است اثرات کوتاهمدت داشته باشند، باید بر ایجاد فرصتهای شغلی پایدار و افزایش درآمد خانوارها تمرکز کرد. این امر شامل حمایت از کارآفرینی روستایی، توسعه مهارتهای نیروی کار و تسهیل دسترسی به منابع مالی مانند وامهای خرد و سرمایهگذاری است. همچنین ارتقای سطح آموزش و مهارتهای فنی و حرفهای در مناطق محروم، از جمله روستاها، میتواند به افزایش قابلیت اشتغال و درآمدزایی افراد کمک کند. ارائه آموزشهای متناسب با نیاز بازار کار و فرصتهای توسعه محلی، افراد را قادر میسازد تا در مشاغل جدید و پایدار مشغول به کار شوند.
سرمایهگذاری در زیرساختهای کلیدی مانند آب، برق، بهداشت، حملونقل و به ویژه دسترسی به اینترنت پرسرعت در مناطق روستایی و محروم نیز میتواند پایهای برای توسعه اقتصادی و اجتماعی فراهم کند. این زیرساختها دسترسی به بازار، خدمات آموزشی و بهداشتی را بهبود میبخشند و هزینههای تولید و توزیع را کاهش میدهند. از سوی دیگر، حمایت از مدرنسازی بخش کشاورزی، از جمله ترویج استفاده از فناوریهای نوین، بذر با کیفیت و روشهای آبیاری کارآمد، میتواند به افزایش بهرهوری و درآمد کشاورزان کمک کند. توسعه زنجیرههای ارزش افزوده محصولات کشاورزی و تسهیل دسترسی به بازارهای مصرف با استفاده از پلتفرمهای تجارت الکترونیک نیز ضروری است.
تجربه چین نشان میدهد که کاهش فقر در مناطق روستایی نیازمند رویکردی جامع و چندوجهی است که فراتر از کمکهای صرف مالی باشد. ایران نیز میتواند با سرمایهگذاری در زیرساختهای دیجیتال و توسعه پلتفرمهای آنلاین فروش محصولات کشاورزی و صنایع دستی روستایی، دسترسی تولیدکنندگان روستایی را به بازارهای بزرگتر تسهیل کند. این اقدام نه تنها به افزایش درآمد آنها کمک میکند، بلکه واسطهها را حذف کرده و سهم بیشتری از سود را به تولیدکنندگان اولیه میرساند.
در کنار آن، ترویج استفاده از فناوریهای نوین در کشاورزی، از جمله ماشینآلات هوشمند، سیستمهای مدیریت دیجیتال مزارع و بذرهای پربازده، میتواند بهرهوری را به طور چشمگیری افزایش دهد. بهبود شبکههای حملونقل، ایجاد سردخانهها و مراکز جمعآوری محصولات نیز برای انتقال سریع و ایمن کالاهای روستایی به بازار ضروری است. همچنین توسعه گردشگری روستایی و اکوتوریسم، حمایت از صنایع دستی و مشاغل خانگی و تقویت نهادهای محلی مانند شوراها و تعاونیهای روستایی میتواند به تنوعبخشی اقتصاد روستاها و ایجاد فرصتهای شغلی جدید کمک کند.
در این میان، توانمندسازی خانوارهای آسیبپذیر مهمتر از توزیع صرف کمک نقدی تلقی میشود، زیرا به دنبال ایجاد قابلیتها و منابع پایدار در افراد و خانوارها است، در حالی که کمک نقدی اغلب یک راهحل موقت و کوتاهمدت محسوب میشود. توانمندسازی به افراد کمک میکند تا مهارتها، دانش و منابع لازم برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی خود را کسب کنند و به تدریج از وابستگی به کمکهای خارجی رهایی یابند. برنامههای توانمندسازی، مانند آموزشهای فنی و حرفهای، حمایت از کارآفرینی و تسهیل دسترسی به بازار، به ایجاد جریانهای درآمدی پایدار و بلندمدت کمک میکنند که اثرات عمیقتری بر کاهش فقر دارند.
افراد و خانوارهای توانمند شده بهتر میتوانند با شوکهای اقتصادی مانند از دست دادن شغل، بیماری یا بلایای طبیعی مقابله کنند، زیرا دارای منابع و مهارتهای بیشتری برای انطباق و بازیابی هستند. افزون بر این، توانمندسازی به افراد احساس ارزشمندی و کنترل بر زندگی خود را میدهد و از احساس درماندگی ناشی از فقر میکاهد. این رویکرد همچنین شامل ارتقای دسترسی به آموزش، بهداشت، مشارکت اجتماعی و آگاهی از حقوق است که به توسعه جامع و پایدار فرد و جامعه منجر میشود.
الگوی سنتی توسعه که تحت تأثیر دیدگاههای مدرنیزاسیون غربی شکل گرفته بود، شهرنشینی را موتور محرکه پیشرفت میدانست و مناطق روستایی را عقبمانده و سنتی تلقی میکرد. در این الگو، رشد شهرها و توسعه صنایع شهری به عنوان شاخص اصلی پیشرفت در نظر گرفته میشد و مهاجرت از روستا به شهر روندی ناگزیر تلقی میشد. در نتیجه، بخش عمده سرمایهگذاریها و سیاستگذاریها بر توسعه شهری متمرکز بود و روستاها بیشتر به عنوان تأمینکننده نیروی کار و مواد اولیه برای شهرها دیده میشدند. این نگاه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه به تشدید شکاف میان شهر و روستا و تضعیف اقتصاد روستایی انجامید.
با این حال، چین پس از موفقیت در کاهش فقر مطلق، همچنان فقرزدایی را در اولویت قرار داده است. دلیل اصلی این رویکرد، جلوگیری از بازگشت افراد به فقر و تثبیت دستاوردهای اقتصادی است. دولت چین بر ایجاد سازوکارهای حمایتی و نظارتی متمرکز شده تا مانع از بازگشت اقشار آسیبپذیر به چرخه فقر شود. علاوه بر این، چین به دنبال تحقق «رفاه مشترک» و کاهش نابرابریهای اقتصادی و اجتماعی است و توسعه متوازن میان شهر و روستا را لازمه دستیابی به این هدف میداند.
این کشور همچنین در مسیر توسعه مبتنی بر نوآوری، فناوری و بهرهوری بالا حرکت میکند و مدرنسازی کشاورزی و ادغام مناطق روستایی در اقتصاد دیجیتال را بخشی از این راهبرد میداند. از نگاه پکن، ادامه فقرزدایی علاوه بر تقویت امنیت غذایی و بخش کشاورزی، به حفظ ثبات اجتماعی و سیاسی نیز کمک میکند. به همین دلیل، فقرزدایی در چین دیگر صرفاً به معنای تأمین حداقل معیشت نیست، بلکه بخشی از یک استراتژی جامع برای توسعه پایدار، ایجاد جامعهای متوازن و تقویت جایگاه جهانی این کشور محسوب میشود.
نویسنده: دکتر سجاد بهرامی، جامعهشناس ایران


