ژاپن و زنگ خطر «جنگ طولانی»

به گزارش تابناک؛ سایت بخش فارسی رادیو و تلویزیون مرکزی چین در گزارشی مینویسد: آیا ژاپن برای «جنگ طولانی» آماده میشود؟ ژاپن در ششم مه در جریان رزمایش مشترک نظامی «بالیکاتان» میان آمریکا و فیلیپین، موشکهای نوع ۸۸ را شلیک کرد؛ اقدامی که نخستین پرتاب موشک تهاجمی ژاپن به خارج از کشور از زمان پایان جنگ جهانی دوم به شمار میرود.
نگرانکنندهتر اینکه دولت ژاپن از این رزمایش مشترک به عنوان پوششی برای اصلاح رسمی سه اصل انتقال تجهیزات و فناوری دفاعی و دستورالعملهای اجرایی آن استفاده کرد و محدودیتهای صادرات تسلیحات را به شکل قابل توجهی کاهش داد؛ تا جایی که اکنون تقریباً همه تجهیزات دفاعی این کشور قابلیت انتقال به خارج را پیدا کردهاند.
این اقدام که با ادبیاتی مانند «محیط امنیتی شدید» و «حمایت متقابل میان کشورهای شریک» توجیه شد، در عمل محدودیتهای دیرینه ژاپن بر صادرات سلاح را کنار گذاشت.
دولت ژاپن همچنین بهتازگی نخستین نشست هیئت کارشناسی خود را برای بررسی اصلاح سه سند کلیدی امنیتی برگزار کرد. در این نشست، سانائه تاکایچی، نخستوزیر ژاپن، مدعی شد که اصلاح این اسناد آینده ملت ژاپن را تعیین خواهد کرد و خواستار آمادگی کشور برای «شیوههای جدید جنگ» و حتی «جنگ طولانی» شد.
این اظهارات، ظاهر بهاصطلاح «سیاست صرفاً دفاعی» ژاپن را کنار زد و چیزی را آشکار کرد که میتوان آن را «نظامیگری نوین» توصیف کرد.
این تحولات بار دیگر نشان میدهد که جریانهای راستگرای ژاپن روند نظامیسازی مجدد کشور را با سرعت بیشتری دنبال میکنند. حرکت به سمت «نظامیگری نوین» یک روند جداگانه و اتفاقی نیست، بلکه بخشی از تلاشی هدفمند و سازمانیافته برای عبور از چارچوب صلح پس از جنگ است؛ روندی که میتواند پیامدهای سنگینی به همراه داشته باشد.
نخست، این اقدامات نظم بینالمللی پس از جنگ را تضعیف میکند.
منشور سازمان ملل و ماده ۹ قانون اساسی ژاپن، هر دو محدودیتهای مشخصی برای توسعه نظامی این کشور تعیین کردهاند. با این حال، ژاپن امروز بهتدریج این محدودیتها را تضعیف کرده و آنها را به چیزی فراتر از کلمات بیاثر تبدیل نکرده است. جامعه بینالمللی باید هوشیار باشد
دوم، ماجراجویی نظامی ژاپن باعث جسورتر شدن جریانهای راستگرا میشود.
با ادامه این روند، صداهای منطقی و ضدجنگ بیش از پیش به حاشیه رانده میشوند و تفکر نظامیگری دوباره قدرت میگیرد. این روند تهدیدی عمیق و ماندگار برای صلح منطقهای به شمار میرود. همانطور که برخی صداهای منتقد در ژاپن هشدار دادهاند: «فراموش کردن زخمهای جنگ، بذر فجایع آینده را میکارد.»
سوم، اقدامات ژاپن صلح و ثبات منطقهای را تضعیف میکند.
ژاپن بارها هماهنگیهای نظامی خود را با برخی کشورهای منطقه افزایش داده و همزمان همکاریهای فرامنطقهای با ناتو را نیز گسترش داده است. این روند، بیثباتی بیشتری را به شرق آسیا منتقل میکند، خطر رویارویی و درگیری را افزایش میدهد و به فضای کلی صلح منطقهای آسیب جدی وارد میکند.
در مرکز این تحولات، عقبگرد مداوم ژاپن در نگاه به تاریخ قرار دارد. تاکایچی اخیراً به نام «نخستوزیر» یک پیشکش آیینی به معبد یاسوکونی فرستاد؛ مکانی که ۱۴ جنایتکار جنگی درجه یک محکومشده در جنگ جهانی دوم در آن دفن شدهاند. این اقدام آشکارا درک مشترک جامعه بینالمللی درباره تجاوزگری ژاپن در دوران جنگ را به چالش کشید و بار دیگر تحریفهای عمیق تاریخی در نگاه برخی سیاستمداران ژاپنی را آشکار کرد.
درهمتنیدگی تجدیدنظرطلبی تاریخی و توسعهطلبی نظامی، روند سریع نظامیسازی مجدد ژاپن را به واقعیتی ملموس تبدیل کرده است. همه کشورهایی که برای صلح منطقهای ارزش قائل هستند باید با دقت این روند را زیر نظر داشته باشند. صلحی که با دشواری در منطقه به دست آمده، نباید قربانی ماجراجویی نظامی شود.


