قارهای که همه برای نجاتش آمدهاند؛ و عجیب اینکه همزمان همه مشغول تقسیم کردنش هستند
آفریقا دوباره بوی رقابت قدرتهای بزرگ را گرفته است. نه با کشتیهای استعماری قرن نوزدهم و نه با پرچمهایی که روی نقشه فرو میرفتند، بلکه با پهپاد، پایگاه نظامی، قرارداد معدنی، شرکت امنیتی خصوصی و میلیاردها دلار سرمایهگذاری پنهان و آشکار.
کد خبر: ۱۳۷۲۹۵۹
| | 2383 بازدید
به گزارش تابناک؛ آمریکاییها میگویند برای مبارزه با تروریسم آمدهاند، چینیها از توسعه حرف میزنند، روسها امنیت میفروشند، ترکیه نفوذ میسازد و کشورهای عربی دنبال بندر و مسیر تجاریاند. همه هم ادعا میکنند برای کمک آمدهاند. بشر واقعاً موجود عجیبی است؛ هرجا منابع باشد ناگهان انساندوستیاش شکوفا میشود. سالها آفریقا در نگاه رسانههای جهانی بیشتر با فقر، کودتا، جنگ داخلی و بحران انسانی شناخته میشد. اما پشت این تصویر سادهسازیشده، واقعیتی بزرگتر در حال شکلگیری بود؛ قارهای با منابع عظیم، جمعیت جوان، موقعیت ژئوپلیتیکی مهم و بازار آینده جهان.

قدرتهای بزرگ این را خیلی زود فهمیدند.
پایگاه نظامی چین در جیبوتی، نماد همین تغییر است. کشوری که سالها سیاست «عدم مداخله نظامی گسترده» را تکرار میکرد، حالا پایگاه برونمرزی دارد؛ و این فقط آغاز ماجراست.
چین به آفریقا فقط به چشم بازار نگاه نمیکند؛ این قاره برای تأمین مواد اولیه حیاتی است. کبالت، لیتیوم، عناصر کمیاب و منابع معدنی که برای صنایع مدرن، باتریها و فناوری حیاتیاند. یعنی رقابت آینده جهان، تا حد زیادی به خاک آفریقا گره خورده است.

آمریکایی ها حتی برایش فرماندهی نظامی تشکیل داده اند، روس ها هم بیکار نبودند
اما مشکل واشنگتن این است که آفریقا دیگر فقط زمین بازی آمریکا نیست.
روسیه هم وارد میدان شده؛ البته نه با مدل سنتی شوروی. مسکو بیشتر از طریق شرکتهای امنیتی خصوصی، فروش سلاح و همکاری نظامی نفوذ میسازد. گروههایی مثل واگنر در سالهای اخیر نام روسیه را در کشورهای مختلف آفریقایی مطرح کردند.
در بعضی کشورها، روسها به دولتها امنیت میدهند و در مقابل، امتیاز معدنی یا نفوذ سیاسی میگیرند. مدلی که هم ارزانتر است و هم انعطافپذیرتر.

ترکیه و عرب ها هم یک طرف داستان
کشورهای عربی حوزه خلیج فارس هم بیکار ننشستهاند. امارات و عربستان روی بنادر، کریدورهای تجاری و نفوذ دریایی سرمایهگذاری کردهاند. دریای سرخ و شاخ آفریقا حالا به یکی از مهمترین نقاط رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ و وسط همه این رقابتها، خود آفریقا ایستاده؛ قارهای که هم فرصت است و هم میدان درگیری.
در بعضی مناطق، رقابت قدرتها باعث توسعه زیرساخت شده. جاده، بندر، راهآهن و سرمایهگذاری وارد کشورها شده است. اما در جاهای دیگر، رقابت خارجی تنشها را پیچیدهتر کرده.چون هر قدرتی به دنبال منافع خودش است،در این میان، مسئله جمعیت هم مهم است. آفریقا جوانترین قاره دنیاست و تا چند دهه آینده بخش بزرگی از رشد جمعیت جهان در این قاره اتفاق میافتد. یعنی هر کشوری که امروز نفوذ بسازد، در آینده به بازار و نیروی انسانی عظیمی دسترسی خواهد داشت.

همین باعث شده جنگ نفوذ در آفریقا فقط نظامی نباشد؛ فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژیک هم هست.
اما شاید مهمترین بخش ماجرا این باشد که آفریقا دیگر منفعل نیست. بسیاری از کشورهای آفریقایی یاد گرفتهاند چگونه از رقابت قدرتها امتیاز بگیرند. آنها دیگر فقط تماشاگر نیستند؛ بازیگر هم هستند.
با این حال، خطر بزرگی وجود دارد؛ تبدیل شدن دوباره قاره به میدان جنگ نیابتی،وقتی قدرتهای خارجی وارد رقابت شدید شوند، تنشهای داخلی هم میتواند پیچیدهتر شود. تاریخ آفریقا پر از نمونههایی است که رقابت خارجی بحرانها را عمیقتر کرده است.
امروز هم نشانههای آن دیده میشود.
آینده آفریقا فقط برای خود این قاره مهم نیست؛ برای نظم جهانی اهمیت دارد. منابع، مسیرهای تجاری، فناوری، انرژی و جمعیت، همگی باعث شدهاند آفریقا تبدیل به یکی از مهمترین میدانهای رقابت قرن بیستویکم شود؛ و شاید تلخترین بخش داستان این باشد که تقریباً همه قدرتها ادعا میکنند برای ثبات آمدهاند، در حالی که همزمان مشغول افزایش نفوذ خودشان هستند.
تاریخ گاهی فقط لباسش را عوض میکند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


