ناگفته های جلسه انتخاب رهبر جدید انقلاب/تدابیر امنیتی برای جلسه حساس نیمه شب هجدهم اسفند چه بود؟

به گزارش تابناک ، حجتالاسلام صلح میرزایی، عضو مجلس خبرگان رهبری، در یک گفتوگویی با رادیو پاسخ (مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات) به بیان ناگفتهها و زوایای کمتر شنیدهشده از روند انتخاب رهبر معظم انقلاب میپردازد و ابعاد این انتخاب سرنوشتساز را تشریح میکند.
نظر به اهمیت این گفتگوی مشروح این گفتگو را از نظر میگذرانید:
از تفاقاتی که در فضای مجلس خبرگان پیرامون انتخاب رهبر معظم انقلاب رخ داد، اگر نکتهای هست بفرمایید.
بنده معتقدم خداوند دلها را هدایت کرد. پیش از این، حدود بیست سال دشمنان هجمههای فراوانی علیه امام عزیزمان، حضرت آیتالله حاجآقا سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، وارد کرده بودند. بهنظر میرسد آنان بر اساس بررسیهایی که در اندیشکدههای خود انجام داده بودند، به این جمعبندی رسیده بودند که ادامه مسیر انقلاب توسط شخصیتی مانند ایشان میتواند برای جبهه کفر و استکبار خطرناک و در عین حال، موجب تقویت جبهه انقلاب اسلامی و مقاومت باشد.
همانطور که میدانید، افراد متعددی در مظانّ جانشینی بودند، اما در این بیست سال، بیشترین هجمهها متوجه ایشان بود؛ با اینکه رهبر شهید انقلاب فرزندان دیگری نیز داشتند که همگی مایه افتخار و از اهل فضل و علم هستند، اما در میان این چهار فرزند، بیشترین فشارها بر ایشان وارد شد.
همانطور که عرض کردم، دلهای مردم هدایت شد و خبرگان نیز بخشی از همین مردم هستند. همانگونه که در سال ۵۷ و پس از پیروزی انقلاب و سقوط رژیم ستمشاهی، همه اقشار مردم بر رهبری امام خمینی تأکید داشتند، در این مقطع نیز چنین فضایی شکل گرفت. در بازه زمانی دهم اسفند، که شهادت امام شهید رسماً اعلام شد، تا هفدهم اسفند، که حدود نیمهشب آن روز بود، بهتدریج این احساس در میان مردم تقویت شد که شخصی که میتواند راه امام شهید را بدون هیچگونه تغییر و با همان سرعت و دقت ادامه دهد، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای است. این همان هدایت دلهاست که عرض کردم.
البته مجلس خبرگان نیز وظیفه داشت بر اساس سوگندی که در برابر قرآن کریم یاد کرده است، تمامی شرایط رهبری را که در قانون اساسی آمده، با دقت بررسی کند. در ابتدا اصلاً چنین موضوعی در کمیسیونها مطرح نبود و مورد بررسی قرار نگرفته بود.
* آیا رهبر انقلاب در این موضوع نهی یا توصیهای داشتند؟
نکتهای نیز در برخی رسانهها مطرح شده بود مبنی بر اینکه رهبر انقلاب از طرح نام فرزندانشان در کمیسیون تحقیق خبرگان نهی کردهاند؛ اما زمانی که از ایشان سؤال شد، ایشان نه بهصورت سلبی و نه ایجابی نظری ندادند. نه توصیهای کردند و نه منعی، چراکه ممکن بود در شرایطی مانند زمان حاضر، جامعه به شخصیتی همچون ایشان نیاز پیدا کند و اگر منع صریحی صورت میگرفت، عملاً جامعه دچار انسداد میشد. ایشان فرموده بودند که در این موضوع سکوت میکنند و حتی در پاسخ به این ادعا نیز تصریح کردند که چنین سخنی نگفتهاند. در واقع، این سکوت، نوعی مسکوتگذاشتن آگاهانه موضوع بود.
* آیا آیتالله سید مجتبی خامنهای پیشتر در خبرگان برای رهبری مطرح شده بودند؟
ببینید، ما در مجلس خبرگان کمیسیونی داریم که وظیفهاش بررسی افرادی است که در مظان رهبری و جانشینی قرار دارند و برای آنها پروندههای مجزایی تشکیل میدهد. طبیعتاً رهبر انقلاب نیز یکی از این افراد بودند و درباره ایشان تحقیقات لازم انجام شده بود.
این بررسیها از جهات مختلف صورت گرفته بود؛ از جمله از نظر علمی، چراکه اجتهاد ایشان باید برای کمیسیون تحقیق احراز میشد، همچنین از جهت مدیریت، تدبیر، شجاعت، سلامت مالی و زهدی که ولیّ جامعه باید داشته باشد. همه این شرایط، هم در قانون اساسی آمده و هم در بیانات امام شهید و امام راحل مورد تأکید قرار گرفته است.
در آخرین دیداری که در دوازدهم آبان سال ۱۴۰۳ خدمت امام شهید رسیدیم، ایشان برخی از ویژگیهای فردی را که باید پس از ایشان این مسئولیت را بر عهده بگیرد، تصریح کردند. همچنین در جلساتی که با کمیسیون تحقیق داشتند، بر این نکته تأکید کرده بودند که بر این ویژگیها دقت بیشتری صورت گیرد.
بنابراین، ایشان مورد بررسی قرار گرفته بودند و از جهات مختلف، پروندهای مفتوح در فرآیند ارزیابی داشتند.
* از سختیها، اتفاقات و تهدیداتی که نسبت به جلسات خبرگان برای انتخاب رهبری وجود داشت، بفرمایید.
پس از آنکه شهادت امام عزیزمان رسماً اعلام شد، جلسات متعددی میان اعضای محترم هیئترئیسه خبرگان برگزار شد تا درباره نحوه مدیریت شرایط تصمیمگیری شود؛ چراکه اوضاع بسیار حساس و دشوار بود. هرگونه تجمع، اعم از مردمی، نظامی یا جلسات رسمی، در معرض تهدید و احتمال هدف قرار گرفتن قرار داشت.
بنده نکتهای را از نیروهای حزبالله آموختهام؛ آنها میگفتند ما با اسرائیل با زبان سلاح و موشک پیام رد و بدل میکردیم. بهعنوان مثال، اگر پروژهای از سوی آنها آغاز میشد و ما متوجه میشدیم، با شلیک موشکی در اطراف آن محل، پیام آگاهی خود را منتقل میکردیم و آنها نیز متقابلاً چنین میکردند. در این ماجرا نیز اخطارها به همین شکل بود. پس از آنکه بیت رهبری مورد اصابت قرار گرفت، یک یا دو روز بعد، دو ساختمان متعلق به مجلس خبرگان در تهران هدف قرار گرفت. همچنین، ترامپ نیز در پیامهایی، چه بهصورت مستقیم و چه در فضای مجازی، بر انتخاب یک «رهبر میانهرو» تأکید میکرد؛ که منظور آنها از میانهرو، فردی غیرانقلابی بود. این اقدامات در واقع نوعی اخطار از طریق تخریب این مراکز محسوب میشد.
چنانکه در خاطر دارید، یکی از جلساتی که قرار بود سهشنبه دوازدهم اسفند در قم، در ساختمان مرکزی دبیرخانه خبرگان برگزار شود نیز مورد حمله قرار گرفت و در آن حادثه، سیزده نفر به شهادت رسیدند؛ از جمله سه نفر از کارکنان دبیرخانه، چند نفر از نیروهای حفاظت، برخی عابران، از جمله یک خانم، و دو کارگر ساختمانی در ساختمان مجاور. رضوان خدا بر همه این شهدا.
در این شرایط، کار بسیار دشوار شد. از یکسو، قانون و آییننامه داخلی خبرگان تأکید داشت که جلسات باید بهصورت حضوری برگزار شود و از سوی دیگر، تهدیدات جدی وجود داشت. دو بار برای برگزاری جلسه حضوری دعوت شدیم، اما هر دو بار بهدلیل تهدیدات، مسئولان امنیتی اعلام لغو جلسه کردند.
سرانجام به روز یکشنبه هفدهم اسفند رسیدیم. حدود ساعت چهار و نیم صبح، یکی دیگر از ساختمانهای قدیمی خبرگان نیز هدف قرار گرفت که در واقع چهارمین اخطار محسوب میشد. پس از آن، با تلاشهای فراوان هیئترئیسه و مجموعههای امنیتی، از جمله نیروهای حفاظت سپاه، شرایط برای برگزاری جلسه حضوری فراهم شد.
واقعاً میتوان گفت این حضور، نوعی اقدام ایثارگرانه بود؛ چراکه هم اعضای خبرگان و هم نیروهای امنیتی با وجود تهدیدات، بر حضور تأکید داشتند
. در عین حال، نوعی آرامش و سکینه در میان حاضران وجود داشت. بنده مشاهده میکردم که چهرهها هیچ نشانی از ترس نداشت. تنها نگرانی بنده این بود که مبادا پیش از پایان جلسه، حادثهای رخ دهد و نتیجه مورد انتظار حاصل نشود.
خوشبختانه جلسه با نظم و متانت کامل برگزار شد. بیش از نود و یک درصد حاضران، با رعایت کامل نصاب قانونی (دو سوم اعضا)، به رهبر معظم انقلاب رأی دادند و ایشان از سوی دبیرخانه مجلس خبرگان به جامعه معرفی شدند.
پس از پایان جلسه، زمانی که به محل اسکان رسیدم و تلویزیون را روشن کردم، هنوز ساعت به دوازده نرسیده بود که زیرنویس اعلام کرد بهزودی بیانیه انتخاب رهبر سوم جمهوری اسلامی منتشر خواهد شد. پخش زنده در حال نمایش دعا و مراسم بود.
بهمحض اعلام خبر، در شبکههای مختلف مشاهده شد که مردم با وجود اندوه عمیق ناشی از شهادتها، نوعی آرامش و تسلّی در دلهایشان ایجاد شد؛ همگی تکبیر گفتند و این انتخاب، مرهمی بر آن داغ بزرگ و سنگین فقدان امام شهید شد.
دلیل تأخیر در انتخابات رهبری چه بود، با اینکه بزرگان و مراجع نیز بر تسریع در انتخاب رهبری تأکید داشتند؟
عرض کردم، ما دو بار برای برگزاری جلسه اقدام کردیم، اما محل جلسه مورد تهدید قرار گرفت. حفظ جان این عزیزان نیز اهمیت اساسی داشت؛ چراکه اگر خدای نکرده به برخی از اعضا آسیبی میرسید، علاوه بر اینکه هنوز به نتیجه نرسیده بودیم، نصاب جلسه نیز ممکن بود دچار اشکال شود و فرآیند انتخاب با مشکل مواجه گردد.
از این جهت، رعایت ملاحظات امنیتی بسیار مهم بود. هم تأکید شورای عالی امنیت ملی و هم تذکرات و توصیههای شورای موقت سهنفره ذیل اصل ۱۱۱ قانون اساسی، بر این بود که همه این ملاحظات باید بهطور کامل لحاظ شود.
همانطور که عرض کردم، یکبار جلسه در روز سهشنبه دوازدهم هدف قرار گرفت و در دو نوبت بعدی نیز تهدیدهایی وجود داشت. همین موضوع ایجاب میکرد که دقت بیشتری صورت گیرد. در واقع همه اعضا آماده بودند و از نظر حضور مشکلی وجود نداشت، فقط لازم بود دوستان امنیتی مجوز و اطمینان لازم را برای برگزاری جلسه صادر کنند تا جلسه در شرایط ایمن تشکیل شود.
* آیا از جلسه فیلمبرداری و تصویربرداری برای مستند بودن جلسه صورت گرفت تا بعدها کسی بهانه یا شبههای مطرح نکند؟
بله، آرا بهصورت مکتوب اخذ شد تا همه موارد ثبت و صورتجلسه شود. البته با توجه به شدت ملاحظات امنیتی، شرایط بهگونهای نبود که فیلمبرداری با تجهیزات معمول و در سطح عادی انجام شود، بلکه در چارچوب همان الزامات حفاظتی، فیلمبرداری نیز صورت گرفت و تلاش شد کار به بهترین نحو پیش برود.
بحمدالله، همانطور که عرض کردم، خداوند کمک کرد و دشمن را در این مسئله ناتوان ساخت، بهگونهای که هیچگونه گزندی حاصل نشد و جلسه با موفقیت، آرامش و با رأی بالا برگزار شد.
* هنگام اعلام نتیجه آرا چه حس و حالی در میان اعضای خبرگان شکل گرفت؟
چون رأیگیری به صورت مکتوب انجام شده بود، ما دقیقاً از نتیجه آگاه نبودیم و نمیدانستیم چه خواهد شد. به محض اینکه آرا شمارش و نتیجه در جلسه اعلام شد، اعضا قیام کردند و همه تکبیر گفتند.
فضای جلسه یک حالت حماسی پیدا کرد؛ حالوهوایی شبیه صحنهای که در آن یک اتفاق بزرگ برای مردم رخ داده باشد. در خود مجلس خبرگان نیز همین فضا حاکم شد؛ اعضا تکبیر گفتند و در مجموع نوعی آرامش و رضایت خاطر در میان همه ایجاد شد.
برای همه ما که حدود هفت تا هشت روز در نگرانی بودیم که آیا این مسئولیت به انجام میرسد یا نه و آیا قبل از هر اتفاق دیگری این وظیفه محقق میشود، این احساس به وجود آمد که بحمدالله این کار انجام شد و آن تکلیف و مسئولیتی که بر عهده ما بود به سرانجام رسید و به یک معنا، آن دغدغه و نگرانی از دوش ما برداشته شد.
* آیا گزینههای دیگری هم برای انتخاب رهبری مطرح بود؟
کاندیدای دیگری مطرح نبود و در واقع نوعی اجماع وجود داشت که ایشان باید انتخاب شوند؛ به این معنا که گزینههای جدی دیگری در میان نبود. البته یک بازه زمانی حدود یک هفتهای نیز در نظر گرفته شده بود که اگر کسی نظر یا بحثی دارد، مطرح کند؛ در این مدت افراد یکدیگر را در مکانهای مختلف و در گفتوگوهای پیش از جلسه میدیدند و تبادل نظر صورت گرفته بود.
همه برای این رأیگیری آماده بودند و عملاً کار بیشتر جنبه رسمی داشت، یعنی قرار بود رأی موجود ثبت شود. البته یک اقدام احتیاطی نیز انجام شده بود؛ همان روز یکشنبه آرای مکتوب اعضای خبرگان جمعآوری شد تا اگر خدای نکرده در مسیر انتقال اعضا به جلسه حضوری اتفاقی رخ میداد، اصل آرا محفوظ بماند و فرآیند تصمیمگیری دچار اختلال نشود.
از همه اعضا با امضا رأی گرفته شده بود و به محض آغاز جلسه، مطالبه اصلی این بود که برگههای رأی در اختیار اعضا قرار گیرد تا رأیگیری انجام شود، چراکه دوستان امنیتی نیز زمان محدودی برای برگزاری جلسه در نظر گرفته بودند و تأکید بر جمعبندی سریع داشتند.
الحمدلله کار بهخوبی انجام شد. البته اینگونه نبود که هیچ گفتوگو یا بحثی صورت نگرفته باشد، اما نه به این معنا که کسی بخواهد خود را بهعنوان نامزد مطرح کند؛ اصلاً چنین فضایی وجود نداشت. در واقع، نوعی هدایت قلبی در میان اعضا شکل گرفته بود و همه منتظر بودند که این تصمیم، فقط بهصورت رسمی تثبیت شود.
* در اولین پیامی که از رهبر عزیزمان صادر شد، ایشان فرمودند که از تلویزیون مطلع شدند؛ آیا این موضوع به این معناست که به ایشان قبلاً اعلام نشده بود؟
ببینید، فاصله زمانی پایان رأیگیری تا اعلام رسمی نتیجه خیلی کوتاه بود. جلسه حدود ساعت یازده و ربع شب تمام شد و تقریباً چهلوپنج دقیقه بعد نتیجه اعلام عمومی شد. در این فاصله، مقداری تأخیر هم ایجاد شد تا اعضا متفرق شوند و به مکانهای امن خود برسند.
پس از آن هم حدود یک ربع تا بیست دقیقه زمان صرف تنظیم و انتقال خبر به صداوسیما شد. طبیعتاً این بازه زمانی کوتاه عملاً اجازه نمیداد که ارتباط رسمی و مستقیم برای اطلاعرسانی برقرار شود.
به همین دلیل، فاصله زمانی بهگونهای نبود که امکان اطلاعرسانی پیشینی به ایشان فراهم باشد. البته من از جزئیات دقیق نحوه ارتباط با رهبر عزیز اطلاع ندارم، اما بهطور طبیعی همین محدودیت زمانی باعث شد که ایشان ابتدا از طریق رسانهها مطلع شوند.
* در مورد گفتوگوهای کارشناسی که برای انتخاب رهبری صورت گرفت بفرمایید؟
مسئله ارادت ما به خانواده رهبر شهید و خود شخص ایشان، و همچنین ارادت به امام حیّ، مانع از این نبود که گفتوگوها و بررسیهای کارشناسی انجام نشود.
بنده مشاهده میکردم که برخی از آقایان، با وجود اینکه اجتهاد ایشان مورد تأکید بزرگان و مراجع قرار گرفته بود و برای بسیاری از ما نیز محل تردید نبود، باز هم برای دقت بیشتر در این بازه زمانی، متون فقهی و اصولی ایشان را تهیه و مطالعه میکردند. حتی برخی از اساتید ما در مجلس خبرگان، مثلاً جزوه فقهی «استطاعت حج» که ایشان تدوین کرده بودند را بررسی کرده بودند.
یکی از همین اساتید، که خود در موضوع استطاعت کار علمی انجام داده و نظرات مراجع گذشته و حال را بررسی کرده بود، شهادت علمی خود را اینگونه بیان میکرد که اگر این متن از آثار دیگر بزرگان و مراجع بالاتر نباشد، کمتر هم نیست. این متن در اختیار اعضا قرار داشت و هرکدام در صورت تمایل میتوانستند مجدداً آن را بررسی کنند.
در کنار این بررسیهای علمی، برخی از اعضا نیز از قبل با علمیت ایشان آشنایی داشتند. همچنین در حوزه مدیریت نیز همینگونه بود؛ برخی از اعضا ارتباطات و مراوداتی با ایشان داشتند و گزارشهایی از فعالیتهای مدیریتی ایشان در دوران همراهی با امام شهید وجود داشت.
در برخی موارد، ایشان مسئولیت برخی مأموریتها را بر عهده داشتند و در مواردی نیز توصیهها و توصیفهای امام شهید نسبت به ایشان مطرح بود؛ از جمله تکریمها، توثیقها و بیان فضائل مدیریتی و نگاههای مترقی ایشان در حوزههای مختلف. همین موارد موجب شده بود بسیاری از مسئولان نظام، اعم از بخشهای نظامی و کشوری، احساس نیاز به مشورت با ایشان داشته باشند.
در موارد متعدد، مشاهده میشد افرادی که برای جلسات دیگری خدمت ایشان میرسیدند، پیش از آن جلسه نیز ایشان در حال مشورت با برخی مسئولان بودند. شهادتهایی که خود این افراد ارائه میدادند، نشان میداد که ایشان در حوزه کاری هر مسئول، اشراف کامل دارند و این اشراف آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای (مدظلهالعالی)، بارها مورد تأکید قرار گرفته بود. این نکته بسیار اساسی و مهمی بود که در روند بررسیها مورد توجه قرار داشت.
* آیا ارادت شما به رهبر شهید باعث نشد که در انتخاب ایشان برای رهبری، تحت تأثیر قرار بگیرید؟
خیر، اصلاً اینگونه نبود. برخی تصور نکنند که این مسئله از سر محبت یا احساسات بوده است؛ بههیچوجه احساسی در کار نبود، بلکه کاملاً متقن و مبتنی بر تکلیف بود. همانطور که عرض کردم، ما در برابر قرآن قسم یاد کرده بودیم و باید حتماً به آن عمل میکردیم. راه آن نیز انجام تحقیقات و بحثهای گوناگون بود.
نکتهای را عرض کنم که بسیار مهم است: ایشان همواره از چنین موقعیتهایی پرهیز میکردند. با توجه به شایعاتی که مطرح میشد و برخی نکاتی که گاه گفته میشد، ایشان حتی از برگزاری جلسات با اعضای خبرگان نیز اجتناب میکردند. در روزهایی که جلسات خبرگان در بیت حضرت آقا برگزار میشد، ایشان اساساً از منزل خارج نمیشدند تا حتی در مسیر نیز کسی را ملاقات نکنند و شائبهای ایجاد نشود.
در بسیاری از جلسات و دیدارهای حضرت آقا مشاهده میکردیم که ایشان حضور داشتند و شرکت میکردند، اما جلسات خبرگان تنها جلساتی بود که بههیچوجه در آنها شرکت نمیکردند. حتی فرموده بودند که در روزهای دیدار خبرگان، از منزل نیز خارج نخواهند شد. گاهی اوقات دوستان قصد داشتند جلسهای با ایشان داشته باشند، مثلاً پیش یا پس از دیدار با حضرت آقا، اما ایشان تأکید میکردند که در این روزها از منزل خارج نمیشوند. این پرهیز و دوری از چنین موقعیتهایی، خود یکی از محاسن ایشان بود؛ چراکه نهتنها تلاشی برای این امر نکردند، بلکه از آن ممانعت نیز داشتند.
در این سالها، بحمدالله خداوند هدایت فرمود و ایشان نیز به جَدّ بزرگوارشان اقتدا کردند. همانگونه که در ماجرای امیرالمؤمنین علیهالسلام، هنگامی که همگان از ایشان درخواست پذیرش خلافت ظاهری را داشتند، فرمودند: «اکنون حجت بر من تمام شده است.» برای امام عزیز انقلاب نیز همینگونه بود؛ زمانی که خبرگان آمدند و شهادت دادند که بهترین فرد برای بهدست گرفتن سکان کشتی انقلاب، ایشان هستند، دیگر ایشان نیز به این نظر تمکین کردند. همانگونه که پدر شهیدشان، امام شهید، فرمودند: حال که این مسئولیت بر عهده من قرار گرفته، «خذها بقوة».
شما پیامهای ایشان را دیدهاید. برای من کمتر پیش میآید که با خواندن پیام کسی اشکم جاری شود، اما برخی از پیامهای ایشان آنقدر رفیع و بلند بود که یک یا دو بار با شنیدن آنها اشک شوق از چشمانم جاری شد؛ از سر شعف و اینکه خداوند چه لطف بزرگی به ملت ما کرده است. انشاءالله ما شایسته سربازی ایشان باشیم و با هدایتهایشان بتوانیم به زمینهسازی ظهور امام زمان علیهالسلام نزدیک شویم.



