حساب رسمی فرماندار کالیفرنیا در پستی که حاوی یککاریکاتور است، به اینموضوع اشاره کرد که کنترل و افسار دونالد ترامپ در دست یهودیان است.
شب گذشته درگیری شدید لفظی بین آرون افشار و محمود شهریاری به اختلال در مراسم فرهنگی هنری در تهران منجر شد.
نخبگان و رهبران فلسطین در آنبرهه نمیفهمیدند رویکرد دیپلماتیک بزدلانه آنها احتمالا نمیتواند هیچیک از دولتهای بریتانیا را متقاعد کند که از تعهد خود به صهیونیسم چشمپوشی کند یا به خواستههای فلسطینیها تن دهد.
قیاسی به تفسیر جمله به جمله استوری طهماسب میپردازد و برای هرکدام از جملات او، چندجملات و چندنیشخند و خنده چاشنی میکند. فارغ از هر جوابی که اینمجری به جملات طهماسب میدهد، اینکه از قالب خنده همیشگیاش خارج نشده و با جدیت و عصبانیت جواب نمیدهد، برگ برنده اوست اما از طرفی ...
من برای خوانندگان چکی مینویسم و فکر نمیکنم نوشتن برای خارجیها ممکن باشد، زیرا شما آنها را نمیشناسید. برخی منتقدان اینتصور را دارند که اگر شما چیزی جهانی یا حتی در مورد جهانی فراتر از مرزهای ما بنویسید، جلب توجه خوانندگان خارجی آسانتر میشود، اما دقیقا بهعکس است.
باز هم جملهای مهم در دیالوگهای فیلم گنجانده شده که پیر یهودیان مانده در شهر، باید بیانش کند و با اتخاذ نقش انسان منعطف یهودی که طی قرنها دوام آورده و سختیها را پشت سر گذاشته، میگوید: «تنها اسلحه برای ما گذشت زمانه! اگر زمان گذشت ما میبریم!»
ورود به درون خودمان و خروج از آن و تکرار اینفرایند باعث میشود مرز خویشتن انسان انعطافپذیرتر و خودش هم بالغتر شود. به همیندلیل خواندن ادبیات خیلی مهم است.
طبق روایت عطریانفر امام (ره) به پسرش سیداحمد خمینی گفت: «به آقای خلخالی پیام بده باید قضاوتها و دادگاهها طبق موازین انجام شوند و اگر نشوند و اینچهار تا بشود پنجتا، ششمی خودت هستی!»
به نظر مکاوئن، این امر ناشی از دستور شوقی افندی است که گفته بود بابیت نباید از بهائیت جدا شود. مک اوئن استدلال میکند در واقع بابیت و بهائیت دو جنبش متفاوت با ویژگیهای متضاد بودند: یکی شورشی، جنگ سالار و شبهنظامی (بابیت)، و دیگری صلح گرا و نظممحور(بهائیت).
در استعمار شهرکنشین عدهای به خاک یککشور وارد شده و به مرور نقطه به نقطه جلو میروند و با بومیهای آنسرزمین میجنگند؛ همانکاری که آمریکا انجام داد و بهمرور کل آمریکای شمالی را گرفتند. چون ایننمونه موفق از آب درآمد، اسرائیل را علم کردند که این هم نمونه همانبحث انسان سفیدپوست غربی است.
به پست فرماندهی زنگ زدم و گفتم حسین کجاست؟ گفتند «ازش خبری نیست!» گفتم تا الان باید نشسته باشد! گفتند سوختگیری کرده! گفتم چرا؟ گفتند فلانی گفته است. با اینکه شب قبل از شب تا صبح پرواز کرده بودم، به من ماموریت دادند بروم در منطقهای که به نظر میرسید سقوط کرده پرواز کنم و محل را پیدا کنم.
این شبکه در برهه ای، با پوشش شرکت رنگ و نقاشی «ماری کارتر» (نام یک زن خانه دار آمریکایی) فعالیت می کرد. نکته شگفت انگیز این است که «ماری کارتر» را «آلن دالس» رئیس وقت سازمان «CIA» با همکاری و مشارکت بعضی ثروت اندوزان شاخصِ یهودی راه اندازی کرده بود. این شبکه مخفی، طی سال های 1967 و 1968 به دلیل برخی افشاگری ها و لو رفتن ماهیت اصلی اش، پوشش «ماری کارتر» را به «رِسورتس اینترنشنال» تغییر داد.
بخشی از ماجرا به ایندلیل است که دوره دنیرو سرآمده و در روزگار درخشش نیست. بخش دیگری از ماجرا هم به اینواقعیت برمیگردد که دوره فیلمهای گانگستری حداقل به شکلی که طی چنددهه گذشته سراغ داریم طی شده است.
یوجین مایکل جونز سردبیر مجله «جنگهای فرهنگی» به نقل از یکی از دستاندرکاران این صنعت متذکر شد در کل دهه ۱۹۸۰، یعنی دهه اوجگیری فیلمهای مستهجن، بازیگران مرد عمدتاً از خانوادههای یهودی سکولار، و بازیگران زن، دانشجویان مدارس روزانه کاتولیک رُمی بودند.
اسناد شهربانی خوزستان در سال ۱۳۵۲ ادعای اعدام سهخلبان ایرانی بهدلیل سرپیچی از دستور حمایت از اسرائیل در جنگ اعراب را مطرح میکنند.
کودکانی که احساس میکنند صدایشان شنیده نمیشود، غالباً با کاهش اعتماد به نفس، تجربه انزوای اجتماعی و احساس بیارزشی مواجه میشوند؛ پیامدهایی که رشد شخصیتی، اجتماعی و حتی آینده شهروندی آنان را تهدید میکند. به بیان دیگر، نادیده گرفتن اصل مشارکت، بازتولید چرخهی سکوت و انفعال در نسل آینده است.